محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

115

الحياة ( فارسي )

به سود بهره كشان و به زيان توده ها تمام مىشود . و بايد به خاطر بسپاريم كه آثار منفى فتنه و آشوب و زيانهاى آن ، بيش از چيزهاى ديگر به مردمان آسيب مىرساند ؛ و به همين جهت است كه از آنها به عنوان « مضلَّات الفتن - آشوبهاى گمراهى آفرين » ياد شده است ، زيرا فتنه ها ( آشوبهاى فكرى ، اعتقادى ، سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى و . . . ) ، مردم را دچار حيرت و سرگشتگى مىكند ( و قدرت تشخيص را از آنان مىگيرد ) ، از اين رو نمىتوانند سخن حقگويان را از ادّعاى باطلسرايان بازشناسند . و از دست دادن اجتماع اين دريافت و بازشناسى را همچون از دست دادن زندگى و هستى و موجوديّت ، بلكه زيانبارتر از آن است ، چه از اين راه عقل و احساس و زندگى معنوى و آزادى واقعى مردم از ايشان سلب مىشود ؛ به همين جهت در قرآن كريم آمده است كه * ( الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ) * - ( 1 ) فتنه از كشتار بدتر است » * ( وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ) * - ( 2 ) فتنه از كشتار بزرگتر است ( و زيان آن بيشتر ) » . چه در جنگ ، دوست از دشمن و حق از باطل تشخيص داده مىشود ، و شخص مىداند كه آن كس كه در برابر وى ايستاده دشمن است و بر باطل است ، ليكن فتنه چنين نيست . در جنگ امكان آن هست كه شخص در راه حق كشته شود ، كه در اين صورت ، شهادت است و سعادت . و در فتنه ممكن است كه در راه باطل به زندگى ادامه دهد ، كه در اين صورت ، سقوط است و شقاوت . و علَّت آن است كه آتش فتنه ، بيشتر ، با خلافگويى و ظاهرسازى و غفلت گسترى و زبان بازى و دروغ پراكنى و بحران آفرينى سياسى و قراردادهاى خائنانه و اختلافهاى گمراه كننده ، شعله ور مىشود . و اين گونه امور مردم عادى را از جهتگيرى درست باز مىدارد . آشكار است كه انديشه هاى مصلحان راستين اجتماعى ، و مدافعان عدالت ، و اشاعه گران فضيلت ، او ياوران مردم ضعيف محروم ، و هدفها و بيانيّه ها و كوششهاى مخلصانهء ايشان ، هر چه زودتر در زير آتش افروختهء فتنه هاى برپا شده به دست متكاثران و كارگزاران آنان نابود مىشود ؛ و در اين هنگام ستون استوار حق شكست برمىدارد ، و شعاع جهاد قاطع در راه رساندن حقوق محرومان به ايشان از فروغ مىافتد .